خرید بک لینک
عجیب دلم واسه اینجا تنگ شده...ولی دیگه نمیتونم از هیچی بگم و بنویسم..اصلا بروز نمیدم و به روی خودم نمیارم ...همچنان کنار دوستام تو بستنی فروشی نزدیک دانشگاه اتراق میکنم و به شوخیاشون بلند بلند میخندم

برچسب: نویسنده: علی کریمیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:29

تاحالا درمورد Toxic Friendships یا همون دوستیای سمی شنیدید؟؟من یه عالمه ازین نوع روابط دورم هست که خیییلی وقته دارم تلاش میکنم بفهمم چطور باید ریشه کنشون کنم -_-اینجور دوستا یکاری میکنن همش فکر کنی یه

برچسب: نویسنده: علی کریمیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:29

یه زیبایی نامحسوس و کمرنگی توی غمگین بودنه یه زیباییِ آبی رنگ...ازون غمهایی که حتی میتونه پشت خنده های از ته دل هم پنهان بشه...واسه همینه که با وجود اینکه یه اندوه درونی همیشه همرامه ولی هیچ گله و شکایتی ازش ندارم و محکم چسبیدمش و با پذیرفتنش یاد گرفتم چطوری کنترلش کنم که اونقدرا اثر منفی رو زندگیم نذاره((: شاید یکم درکش سخت باشه ولی اگه مثل من از بچگی شخصیت غمگینی داشته باشید میدونید منظورم چیه...

برچسب: نویسنده: علی کریمیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:29

بزرگترین دلیل اینکه تا الان حتی یه ذره هم به هیچکدوم از آرزوهام نزدیک نشدم اینه که همیشه مرَددم...همیشه سر دوراهی انقد میمونم که وقتم تموم میشه و عجله ای یکیشو انتخاب میکنم که معمولا هم راهی که انتخاب میکنم غلطه و پشیمونی به بار میاره واسم ...و متاسفانه انقدر کله شق هستم که مشاوره ی اطرافیانم رو هم قبول ندارم ...ولی این دفعه میخوام به حرفشون گوش بدم که واسه بار هزارم یه انتخاب غلط زندگیمو خراب نکنه..

برچسب: نویسنده: علی کریمیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:29

چند عدد رمان..تعدادی فیلم...چندتا کتاب زبان...یه لب تاب یا کامیپوتر واسه تایپ کردن و نوشتن...یه اتاق مرتب و اروم..

ترکیب اینا میتونه منو کل این ۳ماه تو خونه حبس کنه(: یجوری توشون غرق میشم و ازشون لذت میبرم که به حالت غارنشینی میرسم^_^

برچسب: نویسنده: علی کریمیان تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:29

صفحه بندی